<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>مکتوب</title>
<link>http://ralasis.blogfa.com/</link>
<description></description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Fri, 18 Jul 2008 22:47:35 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>یادداشت</title>
<link>http://ralasis.blogfa.com/post-183.aspx</link>
<description>&lt;ol&gt;&lt;li&gt;خیلی وقته انلاین نشدم . هم راستش وقت و در اصل حوصله اش نبود و هم با این مصیبت آنلاین شدن و سرعت پایین تا میخوای یه صفحه رو باز کنی آدم کف میکنه .&lt;/li&gt;&lt;li&gt;یه جورایی خیلی در گیر مشغله های معمول و روزمره هستم .&lt;/li&gt;&lt;li&gt;بیشتر وقتم هدر میره و یا صرف کارای بی خود میشه . البته فکر کنم یه چند وقت دیگه باز بتونم رو روال معمول باشم . &lt;br /&gt;&lt;/li&gt;&lt;li&gt;فعلا مغزم خالیه از یه موضوع خاص و قابل گفتن . &lt;br /&gt;&lt;/li&gt;&lt;li&gt;همون دغدغه ها و فکرای قبلی . &lt;br /&gt;&lt;/li&gt;&lt;li&gt;بازم سفر لازمم . آخرای مرداد یه سفر میرم تهران ، همین . &lt;br /&gt;&lt;/li&gt;&lt;li&gt;تا بعد .&lt;br /&gt;&lt;/li&gt;&lt;/ol&gt;
</description>
<pubDate>Fri, 18 Jul 2008 22:47:35 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ralasis&amp;postid=183</comments>
<dc:creator>ralasis</dc:creator>
<guid>http://ralasis.blogfa.com/post-183.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>حس_4</title>
<link>http://ralasis.blogfa.com/post-182.aspx</link>
<description>&lt;OL&gt;
&lt;LI&gt;احمدی نژاد: ( معذرت که باز دوباره این الاغ رو تو این نوشته آوردم ٬ خداییش نمسذاره بی خیالش بشیم !) : توهم شدید ٬ یه گوبلز اسلامی و حرومزاده ٬ از اونایی که تنها میشه گفت بابا تو دیگه کی هستی !! &lt;/LI&gt;
&lt;LI&gt;علی شریعتی : با قسمت عمده عقایدش مخالفم ولی نمیتونم تحسینش نکنم . آدمی که دل ببنده به ایدولوژیک شدن زندگی و ارکانش ٬ حداقل الآ ن مشکل داره ولی به هر حال با توجه به این که اعتقاد راسخ به قسمت عمده نظرات خودش داشته قابل تحسینه . برجسته کردن زندگی امام های شیعه بر خلاف ان چیز که تاریخ میگه یه اشکال عمده شریعتیه ٬ فکر کنم بی خیال این موضوع بشیم فعلآ بهتره !! &lt;/LI&gt;
&lt;LI&gt;اقتصاد و معیشت مردم : احمدی نژاد و دولت ریدن بهش ٬ بدون تعارف . شرمنده اگه نزاکت رو رعایت نکردم . خداییش وضعیت خیلی قمر اندر عقربه . &lt;/LI&gt;
&lt;LI&gt;تبصره : مملکتی که بر پایه ولایت مطلقه فقیه باشه اوضاعش بهتر از این نمیشه . &lt;/LI&gt;&lt;/OL&gt;</description>
<pubDate>Fri, 27 Jun 2008 22:26:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ralasis&amp;postid=182</comments>
<dc:creator>ralasis</dc:creator>
<guid>http://ralasis.blogfa.com/post-182.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تصویر_زندگی !</title>
<link>http://ralasis.blogfa.com/post-181.aspx</link>
<description>&lt;OL&gt;
&lt;LI&gt;تصویر ـ۱ : دارم با دوستم اختلاط میکنم ٬ با هم تو محل کارم تنهاییم . حرف میزنیم ٬ از همه چی و همه کس. زنگ همراهم به صدا درمیآد ٬ همسر مه ٬ یه مقدار چیزایی رو که باید بخرم و کارایی که باید انجام بدم ٬ مهربون و اروم باهاش حرف میزنم ٬ مثل همیشه ! شایدم بیشتر از اوقات معمول .. بعد دوباره تو آغوش هم فرو میریم و یه سکس کامل . کات . &lt;/LI&gt;
&lt;LI&gt;تصویر ـ۲ : دارم با دوستم حرف میزنم ٬ زنگ تلفن همراه به صدا در میاد ٬ شوهرمه ٬ میگم که از نهار خبری نیست و اگه ایراد نداره یه چند تا کنسرو بگیره برا نهار . دخترم کلاس نقاشیه . هنوز یه ساعتی مونده تا برم دنبالش . دوباره بغل میکنم ٬ میبوسمش و نزدیکتر و نزدیکتر میشیم تا اوج لذت و...&lt;/LI&gt;
&lt;LI&gt;راستی چی خوبه و چی بد !!؟ &lt;/LI&gt;
&lt;LI&gt;تصویر ۱ و ۲ براتون آشناست یا نه ؟؟ چه نظری دارین ؟؟&lt;/LI&gt;&lt;/OL&gt;</description>
<pubDate>Fri, 27 Jun 2008 22:13:23 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ralasis&amp;postid=181</comments>
<dc:creator>ralasis</dc:creator>
<guid>http://ralasis.blogfa.com/post-181.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>حس _3</title>
<link>http://ralasis.blogfa.com/post-180.aspx</link>
<description>&lt;OL&gt;
&lt;LI&gt;هولو کاست : زمانی که فکر میکنم که اگه حتی درصدی از اون چیزایی که در مورد این واقعه میگن درست باشه ( که هست ٬ طبق شواهد زیاد و قاطع) بازم انکار این واقعه و سعی در کوچیک دونستن اون واقعآ رو و جهالت می خواد . &lt;/LI&gt;
&lt;LI&gt;احمدی نژاد : توهم ٬ حماقت شدید ٬ نمونه مغز ایدئولوژیک خطرناک٬ دچار بیماری خود بزرگ پنداری یا خودشیفتگی ( نارسیسم ) ٬ براحتی عامه مردم رو خر فرض کردن ٬ و .....&lt;/LI&gt;
&lt;LI&gt;مسئولیت : خیلی سخته خداییش ! &lt;/LI&gt;
&lt;LI&gt;ادامه تحصیل : کاش عقلم میرسید و بعد اتمام درسم ٬ برا بقیه شم میخوندم . اما حیف که عاشقی !! و جهل جوانی گفت کافیه . خداییش با دو سه سال زحمت کلی تغییر حاصل میشد . هم میتونستم برگردم محیط دانشگاه( که عاشقشم ) و هم از لحاظ درامد قابل قیاس با الان نبود ( نا شکری حساب نکنید ).&lt;/LI&gt;&lt;/OL&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 21 Jun 2008 23:02:13 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ralasis&amp;postid=180</comments>
<dc:creator>ralasis</dc:creator>
<guid>http://ralasis.blogfa.com/post-180.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>یادداشت</title>
<link>http://ralasis.blogfa.com/post-179.aspx</link>
<description>&lt;OL&gt;
&lt;LI&gt;چقدر خوب میشد می تونستیم بدون تعارف وقتی که یه نفر داره احمقانه حرف میزنه و یا بی ربط بگه ٬ تبسم ابلهانه براش نکنیم و راحت بهش بگیم خودتی .&lt;/LI&gt;
&lt;LI&gt;از ادمایی که رک هستن و راحت حسشون رو بیان میکنن خوشم میاد . باور کنیم که میشه بدون بی ادب بودن هم رک بود و از تعارف و سر هم شیره مالیدن عاطفی و دورویی دوری کرد .&lt;/LI&gt;
&lt;LI&gt;تا حالا چه قدر از تعارف بی مورد والکی و در محضوریت قرار گرفتن ضربه خوردین؟&lt;/LI&gt;
&lt;LI&gt;چند روز یش یه فامیل نزدیک که سالیانی از من بزرگتره و رابطه خوبی هم با هم داریم ٬ داشت در مورد شخص ثالثی حرف میزد و خداییش بی منطق بود حرفاش . هر چی سعی کردم خودمو کنترل کنم و تا حدی هم کردم ولی بازم نشد ٬ یه دفعه فیوز پروندم و حسابی بهش توپیدم ــ البته با رعایت ادب ــ بدون دلیل داشت حرف میزد و رو اعصابم پیاده روی میکرد . الان نه تنها پشیمون نیستم بلکه خوشحالم از کارم . فکر نکنم قرار باشه به هر قیمتی دل آدما رو نیگه داشت . &lt;/LI&gt;&lt;/OL&gt;</description>
<pubDate>Mon, 09 Jun 2008 23:05:09 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ralasis&amp;postid=179</comments>
<dc:creator>ralasis</dc:creator>
<guid>http://ralasis.blogfa.com/post-179.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>حس_2</title>
<link>http://ralasis.blogfa.com/post-178.aspx</link>
<description>&lt;OL&gt;
&lt;LI&gt;رمان : یه دنیای خیال انگیز ٬ لذت بخش ٬ گاه رویایی ٬ گاه بشدت غم انگیز . در کل برانگیزنده حس های آدمی . &lt;/LI&gt;
&lt;LI&gt;آدم : عجیب ترین و غیر قابل پیش بینی ترین موجود روی زمین . گاه در اوج نیکی و گاه در انتهای پستی و دنائت .&lt;/LI&gt;
&lt;LI&gt;دوستی : کلمه ای زیبا ٬ اگه دوست واقعی به اندازه انگشتای یه دست داشته باشی ٬ باید به خودت ببالی !&lt;/LI&gt;
&lt;LI&gt;شغل : علاقه به شغل یکی از لذت بخش ترین حسای آدمی میتونه باشه . درآمد یکی از ارکان انتخاب شغله . هر چند دلیل خوبی براش نباشه .&lt;/LI&gt;&lt;/OL&gt;</description>
<pubDate>Sun, 08 Jun 2008 22:32:11 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ralasis&amp;postid=178</comments>
<dc:creator>ralasis</dc:creator>
<guid>http://ralasis.blogfa.com/post-178.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>رمان</title>
<link>http://ralasis.blogfa.com/post-177.aspx</link>
<description>&lt;OL&gt;
&lt;LI&gt;مدت ها بود رمان نخونده بودم . بیشتر کتابای غیر داستانی میخوندم . و یا زمانی هم که ادبیات داستانی میخوندم بیشتر داستان کوتاه بود . &lt;/LI&gt;
&lt;LI&gt;دیشب یه نفس کتاب &lt;STRONG&gt;بازی آخر بانو&lt;/STRONG&gt;  نوشته بلقیس سلیمانی رو خوندم و لذت بردم . &lt;/LI&gt;
&lt;LI&gt;دنیای رمان حس غریبی داره ٬ همیشه از خوندن یه رمان خوب ٬ حس قشنگی بهم دست میده ٬ راستش گاهی حس میکنم به ادمیت نزدیکتر میشم !! &lt;/LI&gt;
&lt;LI&gt;خیلی وقت بود یه رمان نخونده بودم . آخرین رمانی که تاثیر زیادی روم داشت و تا مدت ها درگیرش بودم ٬ برادران کارامازوف بود . &lt;/LI&gt;&lt;/OL&gt;</description>
<pubDate>Sun, 08 Jun 2008 22:26:03 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ralasis&amp;postid=177</comments>
<dc:creator>ralasis</dc:creator>
<guid>http://ralasis.blogfa.com/post-177.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>حس _1</title>
<link>http://ralasis.blogfa.com/post-176.aspx</link>
<description>توضیح : یه مدتیه که گاهی در مورد کسی یا چیزی یا کتابی و یا فیلمی یه حرف یا نظر کوتاه به ذهنم میاد ٬ سی میکنم بصورت بداهه و مختصر در موردش بنویسم . هیچ ترتیب خاصی نداره و ممکنه موارد عجیب و یا متضاد رو با هم بنویسم ٬ روش کاری خاصی هم مد نظرم نیست ٬ تا چه پیش آید !
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;OL&gt;
&lt;LI&gt;خدا : راستیتش هنوزم تکلیفم با خودم در این مورد معلوم نیست . نه این وریم نه اون وری . به نظرم خبلی بده که هنوز نتونستم در این مورد به نتیجه خاصی برسم . یه زمانی نماز خون بودم و الان بیخیال دستورات الهی و از این قبیل . سر در نیاوردین چی نوشتم ٬ خودمم همینطور . شرمنده ! 
&lt;LI&gt;کتاب : بهترین محصول بشری ٬ حداقل برا من و خیلیا که کرم کتابن . 
&lt;LI&gt;جلال آل احمد :یه زمانی کتاباشو و نثرشو دوست داشتم . الان ذهنیت متفاوتی نسبت به اون زمان دارم . البته هنوزم یه سری خصوصیاتش رو تحسین میکنم ٬ ساکن نبودنش و نثر شلخته و جسارت . اما توهین به آدمایی که فکر متفاوت داشتن یا بالاتر از اون بودن یا تذبذب همیشگیش خصوصیاتیه که نمیپسندم . آدمی که شیخ فضل الله نوری رو تحسین کنه یا از تاریخ ایران چیزی نمیدونه یا خودشو به جهالت زده . 
&lt;LI&gt;سینما پارادیزو : تو این وانفسای کمی وقت و فیلم ندیدن ٬ دوباره دیدن این فیلم بازم لذت زیادی برام داشت . حس خوب و دلنشینی به ادم دست میده ٬ از حس و عشق و دوست داشتن و آدم بودن .اگه ندیدین ٬ حیفه حتما می ارزه دیدنش . &lt;/LI&gt;&lt;/OL&gt;</description>
<pubDate>Thu, 05 Jun 2008 22:22:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ralasis&amp;postid=176</comments>
<dc:creator>ralasis</dc:creator>
<guid>http://ralasis.blogfa.com/post-176.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>یادداشت _سوال </title>
<link>http://ralasis.blogfa.com/post-175.aspx</link>
<description>&lt;OL&gt;
&lt;LI&gt;معیار خوبی و بدی آدما چیه ؟  گاه یه رفتارایی میکنیم که از لحاظ عرفی مصداق خوبی و انسانیت هستش و گاه رفتاری که شاید خلاف معیارای جامعه باشه . این وسط با این رفتارای متناقض چه چیز یا کسی میتونه تعیین کنه ما خوبیم یا بد ؟ اصلآ لزومی به این اندازه گیری هست یا نه ؟&lt;/LI&gt;&lt;/OL&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 05 Jun 2008 22:05:31 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ralasis&amp;postid=175</comments>
<dc:creator>ralasis</dc:creator>
<guid>http://ralasis.blogfa.com/post-175.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بدون شرح</title>
<link>http://ralasis.blogfa.com/post-174.aspx</link>
<description>&lt;OL&gt;
&lt;LI&gt;رابطه دوستی بین دو نفر از جنس مخالف ایا باید حتمآ با رابطه جنسی همراه باشه ؟ اگه باشه ایا ایرادی داره ؟ ایا اصلآ سکس بین دو دوست باعث نزدیکتر شدن اونا و بهتر شدن دوستی شون میشه یا بالعکس این رابطه رو تخریب میکنه ؟&lt;/LI&gt;
&lt;LI&gt;اگه با یه نفر دوست بشیم و رابطه سوای مسئله جنسی باشه ولی ایا با گذر زمان ٬ میشه انتظار داشت علاقه اولیه ــ به هر انگیزه ای ــ همراه با خواستن جسمی نشه ؟ &lt;/LI&gt;
&lt;LI&gt;آیا بده که صرفآ رابطه بین دو نفر فقط برای مسئله سکس باشه ؟ البته با شرط تمایل واقعی هر دو .&lt;/LI&gt;
&lt;LI&gt;چرا برا ما ایرونیا این مسئله پیچیده تر از بقیه جاهاست ؟ &lt;/LI&gt;&lt;/OL&gt;
&lt;P&gt;&lt;EM&gt;توضیح :این سوالات گاهی مغز آدمو در گیر می کنن . فعلآ نظر خودمو در مورد این سوالات نمینویسم ولی اگه بعدآ فرصت خوبی باشه دوست دارم مفصل در این مورد نظر خودمو بنویسم . &lt;/EM&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 26 May 2008 22:29:26 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ralasis&amp;postid=174</comments>
<dc:creator>ralasis</dc:creator>
<guid>http://ralasis.blogfa.com/post-174.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
