دقیقآ ۲۴ روزه که چیزی ننوشتم . گاهی یه چیزی یا یه مطلبی تو ذهنم وول میخورد ولی یا اون موقع نمیتونستم آن بشم یا اینکه وقتی آن میشدم حس نوشتن نداشتم .
شاید گاهی وقتا بهم خوردن یه رابطه عاطفی برا آدم سخت و دشوار باشه و روی زندگی آدم با توجه به عمق رابطه و میزان حساس بودن فرد ٬ تاثیر بذاره . ولی حداقل خوبه که آدما دلیلی برا کارشون داشته باشن و فکر میکنم بدون توضیح قطع یه دفعه رابطه باعث بشه طرف مقابل آدم کف کنه .
تو سال جدید هم وضعیت کلی زندگی ما ایرونیا به نظر من در ابعاد موجود ! کماکان رو به سقوط و بدی داره پیش میره . ( یه مقدار خوشبینی نیازمندیم !! ).
توی این تعطیلات اتفاق خاصی نبود ٬ فقط یه شب با بچه هایی که اومده بودن مسافرت به یاد قدیما یه پوکر حسابی بازی کردیم . حسابی چسبید . خیلی وقت بود پوکر بازی نکرده بودم ٬ راستش اینجا پاش پیدا نمیشه .
بعضی کارا رو باید در یه زمان خاص انجام داد ٬ اگه وقتش بگذره شاید هیچ وقت نشه فرصتی برا انجامش پیدا کرد و فقط میشه افسوسش رو خورد که اونم فایده نداره . اما برا بعضی از کارها همیشه وقت هست ٬ و کاش میشد تو سن نووجونی هم این مطلب رو درک میکردیم .