یکی از مسائلی که خیلی وقتا در موردش بحث میشه و به عنوان یه پوئن مثبت از زندگی ازش بحث میشه ٬ رابطه عاطفی و نزدیک ما ایرونیا با همه . یعنی اینکه با اقوام ٬ دوستان ٬ فامیل و حتی همسایه . بویژه در شهر های کوچیک .
البته از دید شخصی من یکی تا حد زیادی با این نحوه روابط که باعث میشه اطرافیانمون رو زندگی شخصی ما خواسته یا نا خواسته تاثیر بذارن مخالفم .
ما زیادی وابسته هستیم ٬ و بیشتر از سود بردن از این روابط ٬ ازش ضربه میخوریم . از دلسوزی های بیجا و نصایح پیاپی .
به نظر من نحوه رابطه ها در دنیای غرب ٬ حتی رابطه والدین با فرزندان ٬ خیلی درستتر از نحوه رفتار ما هستش . استقلال مادی و معنوی اونا و احترام به زندگی شخصی و عقاید طرفین .
این مسئله که رفتار یه ادم بالغ ٬ تنها برا خود اون شخص مسئولیت ایجاد میکنه .اگه خوب باشه خودش از منافعش سود مادی یا معنوی میبره و اگه بد باید خودش جوابگو باشه و یا تاوان پس بده .
اما اینجا اگه یه ادم کار خطایی انجام بده ( بویژه محیط کوچیک ) ٬ تمام اطرافیانش با توجه به میزان و نسبت نزدیکی درگیر جریان میشن و لطمه میخورن .
بطور پراکنده خیلی مطلب تو ذهنمه در این مورد ٬ ولی احساس میکنم شاید نتونستم بخوبی ذهنیاتم رو بیان کنم و مطلب رو پراکنده و آشفته نوشتم .معذرت .
امیدوارم بتونم بیشتر و بهتر و منظم تر در مورد این موضوع بنویسم ٬ چون به نظرم موضوع مهمیه که خیلی از ماها باهاش درگیریم .
دقیقآ ۲۴ روزه که چیزی ننوشتم . گاهی یه چیزی یا یه مطلبی تو ذهنم وول میخورد ولی یا اون موقع نمیتونستم آن بشم یا اینکه وقتی آن میشدم حس نوشتن نداشتم .
شاید گاهی وقتا بهم خوردن یه رابطه عاطفی برا آدم سخت و دشوار باشه و روی زندگی آدم با توجه به عمق رابطه و میزان حساس بودن فرد ٬ تاثیر بذاره . ولی حداقل خوبه که آدما دلیلی برا کارشون داشته باشن و فکر میکنم بدون توضیح قطع یه دفعه رابطه باعث بشه طرف مقابل آدم کف کنه .
تو سال جدید هم وضعیت کلی زندگی ما ایرونیا به نظر من در ابعاد موجود ! کماکان رو به سقوط و بدی داره پیش میره . ( یه مقدار خوشبینی نیازمندیم !! ).
توی این تعطیلات اتفاق خاصی نبود ٬ فقط یه شب با بچه هایی که اومده بودن مسافرت به یاد قدیما یه پوکر حسابی بازی کردیم . حسابی چسبید . خیلی وقت بود پوکر بازی نکرده بودم ٬ راستش اینجا پاش پیدا نمیشه .
بعضی کارا رو باید در یه زمان خاص انجام داد ٬ اگه وقتش بگذره شاید هیچ وقت نشه فرصتی برا انجامش پیدا کرد و فقط میشه افسوسش رو خورد که اونم فایده نداره . اما برا بعضی از کارها همیشه وقت هست ٬ و کاش میشد تو سن نووجونی هم این مطلب رو درک میکردیم .