مسافرت رو رفتم و اومدم ٬ خداییش خیلی واجب بود . یه بادی به سرم خورد و یه چند روزی فارغ از دغدغه های همیشگی و با یه تنوع نسبی و دلچسب گذشت . کلی خرید برا خودم و یه مقداری هم برا بقیه . البته منتظر تماس دوست که ظاهرآ نشد . ایرادی نداره منتظر میمونم !
هر چند بعد برگشتن کلی کار باخود و بی خود داشتم که باید انجام میدادم و تا حدودی لذت سفر از دماغمون در اومد !
این انتخابات مسخره و کاملآ قابل پیش بینی هم که حال و روز آدمو خراب میکرد .
راستی این کتاب ( خرده جنایت های زناشوهری ) رو اگه نخوندین ٬ حتمآ بخونین که محشره . اثر اریک مانوئل اشمیت با ترجمه شهلا حایری .یه نمایشنامه کوتاه ولی عالی .
کلی هم کتاب خریدم . ( در جستجوی زمان از دست رفته ) پروست رو هم خریدم ٬ حالا کی میخونمش خدا میدونه !!
کف کردم وقتی تو روزنامه ها خوندم که دنیای تصویر و هفت که هر دو تاشون و بخصوص هفت رو خیلی دوست دارم رو توقیف کردن . بابا عجب احمقایی هستن .
از چهار شنبه سوری کلا بدم میاد . امروز هم گذشت . تا سال دیگه خدا بزرگه !
یه چند روزی کار تعطیل و چه جوری میگذره ٬ فکر کنم با علافی و دیدن مسافرای مقیم پایتخت که مثل همیشه از آب و هوای عالی و مزایای زندگی در شهر مادری و کوچیک حرف میزنن تا ما از این که تهران نیستیم کلی شاکر باشیم !!
دوست دارم یه فرصت مثلآ ۱۰ روزه داشته باشم و تنها بشینم این ده روز رو بی وقفه فقط فیلم ببینم و کتاب بخونم . بخصوص فیلم که خیلی وقته یه چند تا فیلم درست و حسابی نیگا نکردم .
امیدوارم سال خوبی برا همه ادمای خوب باشه . هر چند به عقیده من بعیده تو این مملکت اوضاع رو به بهبودی باشه . اگه خیلی بدتر نشه باید شاکر باشیم .
یه کتاب که تازگی گرفتم و یه مقداری رو ازش خوندم و به نظر من جالبه ٬ ( بازی در نقش خدا؟ ـجبر گرایی ژنتیک و آزادی و اختیار بشر ) نوشته تد پیترز با ترجمه عبدالرضا سالار بهزادی و چاپ نشر نی .موضوع بکر و قابل تامالی داره . امیدوارم وقتی کامل خوندمش بیشتر در موردش بنویسم .
دو سه شب پیش بعد از مدت ها سر حال کلی مطلب نوشتم ٬ بعد که رفتم وبلاگ رو ببینم ٬ کف کردم . هیچی ثبت نشده بود . کلافه شدم .
یه مدتیه افتادم به خوندن داستان و رمان معاصر ایرانی . میخوام تموم کتابایی رو که این مدت گذاشتم تو نوبت! بخونم . بعدشم اگه شد میرم سراغ کلی داستان و رمان خارجی که نخونده دارم بهم چشمک میزنن.
یه کتاب تازگی گرفتم که به نظرم جالب اومد . شاخه ی زرین اثر جیمز جرج فریزر با ترجمه فیروز مند و چاپ نشر آگاه . کتاب رو یه نیگاه کلی کردم . یه بررسی مفصل در مورد ارتباط دین و جادو در تاریخ فرهنگ بشری هستش . اگه به این موضوعات علاقه دارین ٬ کتاب جالبیه . حدود ۸۵۰ صفحه ای میشه .
آخرین کتابایی که خوندم سالمرگی نوشته اصغر الهی و اب و خاک نوشته جعفر مدرس صادقی بود . سالمرگی جالب بود و یه مقدار باید با حواس جمع خوندش ٬ راوی سریع تغییر میکرد و باید با دقت زمان رو از دست نداد .
دارم به زمان سفر به تهران نزدیک میشم ٬ واقعآ به این سفر احتیاج دارم . یکی از اولین برنامه هام مثل همیشه رفتن به شهر کتاب آرین هستش . یه دل سیر گشتن و کتاب خریدن . کلی خرید برا خودم . گشتن جاهایی که برام همیشه دلنشین بودن و یاداور خاطرات . همون حسی که شاید بهش میگن نوستالژی. یه وقت دکتر . یه مدت از محیط کار دور شدن و به کار فکر نکردن .
رفتن به کفش بارون و یه گپ با فروشنده و خرید تکراری این سالها برا سهمیه یه سال ! یه بند دار و دو تا بدون بند .
رفتن به کوچه پارک شفق و یاد دوران سکونت اونجا٬ قدم زدن از پارک وی تا میدون ونک که برام بهترین مسیره . و کلی کار دیگه .
رفتن به توکا و خرید برا پسر . رفتن به نمایندگی لوگو . پیدا کردن ماشین فلزی جدید البته اگه بشه مدلی پیدا کرد که نداشته باشه !
کاش میتونستم بعضی از این دوستایی که نادیده دوستشون دارم و از خوندن وبلاگشون لذت میبرم رو میدیدم .شایدم اونام تهران نباشن .