تبليغاتX
مکتوب
  1. در مورد مطلبی که چند روز پیش نوشتم اصلا منظورم این نبود که نمیشه کسی رو پیدا کرد که دوست ادم باشه و حرفای ادمو بفهمه .
  2. بیشتر منظور من در این مورد بود که اکثر روابط ما متاسفانه خواسته یا ناخواسته بر پایه و اساس نادرست بنا شده و بیشتر ماها از این که احساسات و خواسته های ذهنی مون رو بیان کنیم هراس داریم . البته بیشتر در مورد اطرافیان نزدیکمون . گاهی حتی یه حرف ساده بین دو تا دوست باعث سو تفاهم و دل چرکینی میشه و مواردی از این دست باعث میشه ادما برای ابراز حرفاشون دست به عصا باشن .
  3. من هم یه ادمم با کلی خصوصیات منفی و معدود خصوصیات مثبت . طبعا این که در روابطم با خیلی از دوستام به یه حد کلی و معمولی رسیدم شاید تا حدی مقصر اصلی خودم باشم . مثلا در انتخاب اشتباه کردم یا در درک خصوصیات ادما دچار توهم شدم و از این قبیل .
  4. گاهی حرفایی تو ذهنمه یا تو دلمه که دوست دارم در اون لحظه بیان کنم ٬ اما فرد خاصی رو شاید پیدا نمیکنم .
  5. گاهی که به گذشته و دوستای زیادی که داشتم فکر میکنم ٬ میبینم که خیلی به ندرت بوده که تونسته باشم با یکی از اون در مورد چیزایی که دوست دارم حرف بزنم .
  6. فعلا همین.
+ نوشته شده در 86/09/22ساعت 0:37 توسط سام |

  1. بیشتر آدما وقتی که بچه ان دوست دارن بزرگترا در مقابل کاراشون چیزی نگن ٬ بعدا تو سن نوجوونی از عدم درک شون توسط پدر مادرا شاکین! یه هوا که سن بالاتر رفت از ندونم کاری و بی فکری جوونا شاکی میشن و تو پیری از این که جوونا از تجربیات گرانبهای اونا استفاده نمیکنن افسوس میخورن .
  2. نمیدونم چرا بیشتر جملات و حرفای ما ادم بزرگا به بچه ها اینه که : اینو دست نزن ٬ اونجا نرو ٬ تند نرو ٬ ساکت باش ٬ صداشو کم کن و از این قبیل حرفا . نمیدونم پس بچه ها چه کارایی میتونن انجام بدن تا صدای بزرگترا درنیاد ؟

 

+ نوشته شده در 86/09/22ساعت 0:25 توسط سام |

  1. تو روزنامه اعتماد روز شنبه و یک شنبه یه مصاحبه نسبتآ مفصل با دکتر محمود سریع القلم داره در مورد ایران و روند توسعه و موانع و خصوصیات ایرانیان . خیلی جالبه.
  2. در مورد رابطه ادما و دوست شدن یه نکته که به ذهنم میرسه اینه که در اکثر قریب به اتفاق  موارد٬ آشنایی در یه نیگا ایجاد میشه .حالا چه حسیه یا چطوری ادم با یه نیگا احساس سمپاتی به فرد دیگه ای پیدا میکنه ٬ توضیحش سخته .
  3. فقط در دنیای وب هستش که آشنایی بدون دیدن شروع میشه و ادما از یه راه اصولی تر با هم اشنا میشن .
  4. یه کتاب تازگی ظاهرآ منتشر شده به اسم مکتب در فرایند تکامل . ظاهرا دید تاریخی داره در مورد تشییع . بطوری که تو سایت  رادیو زمانه بهش اشاره شده ٬ باید کتاب جالبی باشه . اگه بتونم پیداش کنم خوبه . باید ارزش خوندن داشته باشه .تو سایت اطلاعات کاملی در مورد کتاب هستش .
  5. حسابی مسافرت لازمم . یه سفر یه هفته ای به تهران و شمال ٬ که اونم فصلش نیست و فعلآ نمیتونم . فکر کنم تا اوایل اسفند نتونم برم .
  6. حسابی مخم به یه هوا خوری احتیاج داره .
  7. به یه جفت گوش شنوا از یه دوست ٬ که ادمو بفهمه و البته فقط شنونده صرف نباشه هم نیاز مبرم دارم . که فعلآ ٬ در دسترس نمیباشد . اصلآ موجود هست ؟ نمیدونم !
  8. فکر کنم بند بالا معنای درستش این باشه که به یه دوست برای دیالوگ فعال ! نیازمندم به شدت .
  9. تا بعد .
+ نوشته شده در 86/09/13ساعت 3:4 توسط سام |

  1. کتاب جدید مارکز رو امشب خوندم . یه رمان کوتاه و خوندنی . بیان کننده خیلی از خصلت هایی که شاید بین عده زیادی از آدما مشترک باشه . 
  2. شهروند امروز شماره ۲۵ یه مطلب کوتاه از حبیب رضایی در مورد سینمای ایران داره داره ٬ که خیلی جالبه .

 

+ نوشته شده در 86/09/10ساعت 1:54 توسط سام |

  1. آدمی که تو زندگیش یه رابطه مخفی داره ٬ طبعآ در ابتدا و یا در طول ادامه این رابطه دچار درد وجدان میشه . معمولا باید با یه استدلال یا توجیهی خودشو راضی کنه تا بتونه فارغ از عواقب این امر به این رابطه ادامه بده .و هر فردی با یه سری دلایل خاص خودش رو قانع میکنه به انجام و یا ادامه کاری که خلاف عرفه!
  2. تو رابطه بین دو تا ادم (از جنس مخالف ) ٬ سکس و رابطه جنسی چه نقشی رو ایفا میکنه ؟ ایا میشه و درسته حدودی براش تعیین کرد یا نه ؟
  3. البته رابطه دوستی رو بدون سکس هم تجربه کردم ٬ ولی تو یه سن خاص و با دیدی متفاوت با الان .اعتقاد ندارم که سکس حتما باید جزو لاینفک دوستی باشه ولی الزامآ وجودش رو هم بد یا ناپسند نمیدونم .
  4. در خیلی از موارد که رابطه فقط بر اساس مسئله سکس ایجاد میشه ــ که البته به نظر من اشکال خاصی هم نداره ــ بعد از یه مدت سردی روابط  و یا عادی شدن و یا نداشتن حرفی برای گفتن حالت ناخوشایندی رو ایجاد میکنه .
  5. بهترین حالت شاید این باشه که وجه و یا وجوه  مشترکی بین دو دوست باشه ٬ بتونن از دیدن و هم صحبتی هم لذت ببرن .در مورد موضوعات مختلف با هم بتونن حرف بزنن و علایق مشترک هم بینشون باشه ٬ هر چند سلایق خاص و شاید متضاد هم داشته باشن . در این صورت سکس هم به عنوان یه وجه از این رابطه مطرح میشه که میتونه برقرار بشه یا نه .
  6. همین .
  7. تا بعد.
+ نوشته شده در 86/09/10ساعت 1:49 توسط سام |

  1. آیا ابراز علاقه کردن باید همیشه از طرف آقایون باشه ؟
  2. چند باری پیش اومده که بطور غیر مستقیم یه خانم به آقایی ابراز علاقه کرده ٬ ولی بعد از شکل گرفتن رابطه دوستی به نحوی سعی در القای این مسئله داشته که شروع کار و ابراز اون از طرف اقا بوده .
  3. راستش درکش برام یه کم سخته که چرا باید این حالت در بعضیا وجود داشته باشه ٬ و ابراز علاقه کردن و بیان احساس نسبت به کسی برامون افت داشته باشه ؟
  4. آیا این مسئله به دلیل برداشت های غلط مردا از این مسئله نیست ؟ یعنی این که هنوزم هستن افرادی که فکر میکنن اگه زن در ابراز علاقه پیشقدم باشه براش افت داره و یا خودشو کوچیک کرده!؟
  5. نمیدونم چرا بعضی از ما آدما دوست داریم نه تنها به طرف مقابلمون ٬ بلکه به خودمونم دروغ بگیم ؟
  6.  البته بالشخصه قبول دارم که متاسفانه در بیشتر موارد نظر مردا نسبت به ابراز علاقه از طرف خانوما منفیه .یعنی این کارو دوست دارن ولی بعدآ با یه نظر منفی به شخص نیگا میکنن .
  7. چرا باید یه مسئله به این سادگی گاهی به معضل فکری آدما تبدیل بشه ؟
  8. برا خودمم پیش اومده که سعی کردم که قبول کنم حرف دوستمو که این من بودم که پیشقدم شدم ٬ تا به غرورش برنخوره! 
  9. هر چند برام اصلا مهمنیست که چه کسی پیش قدم میشه ٬ مهم اینه حسی باشه که در صداقت کامل بیان بشه و این ارزشمنده .

 

+ نوشته شده در 86/09/07ساعت 1:27 توسط سام |