دارم انجیل های چهار گانه رو میخونم ٬ میخوام ببینم دقیقا چی میگن . هر چند تا این مقداری که خوندم ٬ بیشتر چیزای معمولی و یا باور نکردنی توش زیاده .
البته بعضی جملات و نکته های جالب هم توش هست .
+
نوشته شده در
86/06/30ساعت 3:2 توسط سام
|
- در مورد این که هر ادمی دوست داره به چه نحوه ای زندگی کنه عوامل متعددی دخیل هستن.از جمله خصوصیات خود ادم ٬ محیطی که در اون زندگی میکنه و رشد پیدا کرده٬ زمان زندگی و عصری که در اون زیست میکنه و ......
- بسیاری از ادما الان یه ایده آل هایی دارن که شاید از دید اکثریت مردم طبیعی باشه ٬ در حالی که در زمان نه چندان دور گذشته اصلا نمیشد به این شکل و نحوه زندگی فکر کرد چه برسه به اجرای اون .یا از نظر مکانی یه سری موارد طبیعی هستن برای افرادی که در اون نقاط زندگی میکنن ٬ در حالی که در یه گوشه دیگه از دنیا این کارا خلاف عرف و یا عقاید اوناست .
- بر خلاف گذشته ادمای زیادی هستن که دوست دارن تنهایی خودشون رو داشته باشن و از اطرافیانشون توقع دارن که به خلوت اونا احترام بذارن ٬ در حالی که در گذشته اصلا این خلوت ادمی معنای خاصی نداشت و مسایل ادما با اطرافیانشون گره میخورد .
توضیح: راستش فکر میکنم مطلبی رو که تو ذهنم وول میخورد نتونستم بخوبی بیان کنم و حال ویرایش و از این قبیل کارا رو هم ندارم ٬ اگه نامفهومه ٬ معذرت!
توضیح۲ : کاش آدما برای یه سری تصمیمات حیاتی که برای نحوه زیستن می گیرن ٬ بصیرت بیشتری داشتن .
توضیح۳ : بالشخصه اگه میشد زمان رو به عقب برگردوند !! در مورد بسیاری از موارد تصمیمات دیگه میگرفتم و قطعآ یه جور دیگه زندگی میکردم .
+
نوشته شده در
86/06/30ساعت 2:59 توسط سام
|
- این مدت یه چند تا کتاب خوندم که ٬ هی فرصتی یا بهتره بگم حس و حال نبود که در موردشون بنویسم.
- دوست باز یافته اثر فرد اولمن با ترجمه مهدی سحابی . یه چیزی بین رمان و داستان کوتاه . با حجم کم ولی خوندنی و تاثیر گذار. در مورد دو دوست که نازیسم بینشون فاصله می ندازه . و این که گاه تاثیر ادمای دور وبرمون در روابط ما باعث تاغییراتی برخلاف میل ما میشه .
- در تیر رس حادثه اثر حمید شوکت محقق ایرانی در مورد زندگی قوام السلطنه . یه کتاب جالب که علاوه بر نکات منفی زندگی قوام ٬ بخوبی سایر زوایا و نکات مثبت اونم بیان کرده و نقش تاثیر گذار اون در مقاطع مختلف تاریخ ایران .
- قبله عالم اثر عباس امانت با ترجمه حسن کامشاد . در مورد زندگی ناصرالدین شاه قاجار . کتابی که شاید با نظرات متفاوتی نسبت به اون چه که قبلا خوندیم ما رو روبرو میکنه .
- راستی فیلم دکتر ژیواگو رو هم تازگی دیدم . هر چند که دوست داشتم اول کتابش رو میخوندم و بعد فیلم رو میدیدم .
- راستش نمیدونم چرا یه مدتیه که برا نوشتن خیلی سر حال نیستم ! خیلی وقتا مطلبی که به ذهن آدم میرسه و دوست داره بنویسه ٬ بهتره همون وقت نوشته بشه .
- تا بعد .
+
نوشته شده در
86/06/24ساعت 21:49 توسط سام
|
در ایران ازادی مطلق و کامل وجود دارد.
(احمدی نژاد)
- با پوزش از دوستان که از احمدی نژاد نقل قول کردم ٬ راستش خیلی سعی کردم بی خیال بشم اما این جمله رو نمیشد نادیده گرفت .
- در مورد این جمله چند توضیح میشه داد .
- این یارو یا احمقه یا دیگران رو احمق فرض میکنه .
- یا شایدم اصلآ معنی ازادی رو نمیدونه و فکر میکنه مثلآ نفس کشیدن منتهای ازادی آدم هستش.
- همین.
+
نوشته شده در
86/06/16ساعت 2:10 توسط سام
|
قدرت سیاسی را نمی توان از میان برداشت ٬ تنها می توان قدرت بدتر را جایگزین قدرت بهتر کرد٬ یا گاه عکس آن عمل کرد .متاسفانه اینطور نیست که در شرایط نبود قدرت سیاسی ٬ همه مردم با هم برادر شوند. شکی نیست که منافع انسانها به طور طبیعی و نه برحسب اتفاق٬ با یکدیگر در تضاد است ٬ و نمیتوان انکار کرد که در وجود هر انسانی تمایل به تعدی و تجاوز نهفته است و نیازها و هوی و هوسهای بشری تا بی نهایت قابل افزایش اند . با توجه به تمام این حقایق ٬ اگر فرضآ تمام نهادهای قدرت سیاسی به نحوی معجزه آسا ناپدید شوند ٬ پیامد آن نه برادری همگانی که کشتار جمعی خواهد بود .
لشک کولاکوفسکی
+
نوشته شده در
86/06/09ساعت 3:19 توسط سام
|
صبح که داشتم میرفتم سرکار ٬ یه دختر یا شایدم یه زن کولی نشسته بود .حدودآ ۱۸-۱۹ سال سن بیشتر نداشت ٬ با یه بچه حدود ۲ ساله بغلش که داشت سعی میکرد که به زور کتک خوابش کنه .
حالم بد شد ٬ فکر کردم این بچه چه گناهی داره که دلیل گدایی یه آدم دیگه باشه ٬ ولو مادرش.
هنوزم که به این صحنه و هزاران مورد مشابه اون فکر میکنم ٬ قاط میزنم حسابی!
+
نوشته شده در
86/06/09ساعت 2:36 توسط سام
|
- گاهی لازمه که آدما ٬ وقتی رو برای فکر کردن در مورد کاراشون ٬ رفتارشون ٬ اصول زندگی شون و از این قبیل موارد اختصاص بدن .و به قضاوت در مورد خودش بپردازه .
- معیار این قضاوت هم میتونه و شاید بهتره که خود آدم باشه . میشه به عرف ٬ دین ٬ اصول اخلاقی که بهش باور داریم ٬ و یا هر چیز دیگه ای تو این مایه ها به عنوان اساس این کار نیگا کرد .
- بالشخصه که فارغ از مواردی که در ادیان بیان شده به قضایا نیگا میکنم . ولی به هر حال لازمه که آدم به یه اصول و یا روش هایی پایبند باشه . حالا اسمشو عرف بذاریم یا سنت گذشتگان یا هر چیز دیگه . شاید هم وجدان خود آدم .
- من که بالشخصه اکثر وقتایی که در مورد خودم به قضاوت دست میزنم ٬ نمره مردودی میگیرم ! یعنی بیشتر با موارد متناقضی از خصوصیات آدمی روبرو میشم . گاه تعجب میکنم از بعضی دلرحمی ها و یا رفتارای به اصطلاح بچه مثبتی! و در کنار اون شرمنده میشم از بعضی رفتارای دیگه .
- خداییش گاهی خودم از این که چه جور آدمی هستم ٬ سر در نمیارم .
- فعلآ همین .
+
نوشته شده در
86/06/06ساعت 1:43 توسط سام
|