تبليغاتX
مکتوب
فصل دست نیافتنی خوشبختی

تو احساس میکنی که این باران است که بر پنجره ات می گرید.

این سخنان پر افسوس من هستند که دانه دانه می غلتند٬

این سخنان که به گوش میرسند در آواز من اینگونه دیر هنگام.

دیگر چه نیازی هست به اعتراف تو ٬ به افسوس دیر هنگامت.

عشق تو معمایی بود و رازی ناگشوده٬

آن شاید شوخی پاییز بود ٬ برگ ها زرد شده بودند .

در راه پر درخت دختری تنها می گریست.

پاییز عشق ما دیگر هیچگاه تکرار نخواهد شد

و گذشته هر بار همراه با پاییز

به سراغت خواهد آمد و بر پنجره ات آرام گریه خواهد کرد .

من فقط اکنون است که می فهمم که گذشته هیچگاه باز نخواهد گشت ٬

و تمامی اینها تاوان تمامی گناهانی است که انجام داده ام

آن دختر و آن پاییز بخت من بودند که از دست دادم٬

آن جوانی پر از دیوانگی من بود و دیگر هیچگاه باز نخواهد گشت.

من میدانم که خوشبختی فقط یک بار به دیدار انسان می آید

و آنگاه که دور میشود از خود هیچ ردی به جای نمی گذارد ٬

و بعد در تمامی زندگب مان ما آن را جستجو می کنیم.

آن آدرسی که او بر جای می گذارد دیگر هیچ کس آن را پیدا نخواهد کرد .

پاییز عشق ما دیگر هیچگاه تکرار نخواهد شد ٬

و گذشته هر بار با پاییز

به سراغت خواهد آمد و بر پنجره ات آرام گریه خواهد کرد .

                                                          { روبن هخوردیان }

+ نوشته شده در 85/10/26ساعت 2:31 توسط سام |

  1. با وجود این که ادم معتقد و مذهبی نیستم ٬ و در اصل هنوز سردر گمم و پادر هوا از لحاظ اعتقادات دینی ولی بدون دلیل خاصی از شخصیت عیسی مسیح خوشم میاد .
  2. یعنی چه به عنوان یه پیامبر و چه به عنوان یه شخصیت تاریخی بهش فکر کنیم ٬ باعث میشه حس خوبی در موردش داشته باشیم .
  3. اولین چیزی که با اسم عیسی مسیح به ذهنم میرسه ٬ مهربانی هستش .
  4. و در این دنیای وانفسای جنگل وار ٬ خیلی محتاجیم به مهر و دوستی و دوست داشتن .
+ نوشته شده در 85/10/22ساعت 4:11 توسط سام |

به گمانم معجزات هیچگاه سد راه آدم واقع بین نیستند. معجزات نیست که واقع بینان را به اعتقاد رهنمون میکند. واقع بین اصیل ٬ اگر آدم با اعتقادی نباشد ٬ همواره نیرو و توانائی خواهد یافت تا به مافوق طبیعت بی اعتقاد باشد و اگر با معجزه ای بصورت واقعیتی انکار ناپذیر رویارو شود به جای تصدیق واقعیت حواس خودش را باور نمیکند. اگر هم آن را تصدیق کند ٬ به عنوان واقعیتی از طبیعت تصدیقش می نماید که تا ان زمان به ان التفات نکرده است. ایمان ــ در ادم واقع بین ــ از معجزه نشات نمیگیرد ٬ بلکه معجزه از ایمان نشات میگیرد . آن زمان که واقع بین ایمان بیاورد ٬ آنگاه نفس واقع بینی متعهدش میکند که مافوق طبیعت را نیز تصدیق کند .

توماس رسول گفت تا نبیند ایمان نمی اورد ٬ اما وقتی دید ٬ گفت : پروردگار من و خدای من . آیا معجزه بود که او را واداشت که ایمان بیاورد ؟ به احتمال زیاد نه ٬ بلکه او ایمان آورد تنها به این دلیل که میخواست ایمان بیاورد و احتمالآ وقتی گفت : تا نبینم ایمان نمی اورم ٬ از ته دل ایمان کامل داشت .

                                    ( برادران کارامازوف)

+ نوشته شده در 85/10/22ساعت 3:43 توسط سام |

آیا کسی حق دارد به دیگران نگاه کند و تصمیم بگیرد ٬ کدامیک سزاوار زیستن است؟

                            (برادران کارامازوف-داستایوفسکی)

+ نوشته شده در 85/10/22ساعت 3:25 توسط سام |

  1. حالم بهم میخوره از این حرفهای تکراری و مردم خر کن مسئولان این مملکت . نمیدونم با چه جرئتی و حماقتی رئیس جمهور ادعا میکنه که روزانه ده ها هزار نفر مردم کشورهای دنیا براش نامه میدن و میگن تو رو خدا ما رو هم آزاد کن از این زندگی نکبت بار !!!
  2. کسی نیست بگه مرتیکه روزهای متوالی هستش که مردم ده ها شهر در سرمای زیر بیست درجه بدون گاز و یا سوخت جایگزین کف کردن و شما که عرضه اداره این مملکت رو با این همه ذخایر طبیعی نداری ٬ حالا میخوای مردم دنیا رو از دست طاغوت نجات بدی . واقعآ که پر روئی و وقاحت رو از حد گذروندن .
  3. رفتن تکنولوژی دست چندم رو از اون مرتیکه پاکستانی خریدن و دارن مخ مونو میخورن که ایها الناس  شق القمر کردیم .
  4. یه نیگا به خودمون و آدمای دوروبرمون بندازیم ٬ چه قدر آدمای اخلاقی و با انصافی هستیم ٬ پیش میاد که فقط نفع خودمونو نخوایم٬ دوروئی و چند چهره بودن مگه اثر  همین  جامعه  مریض   ما نیست ؟
  5. تا کی الکی خوش باشیم به قدمت تمدن ایرانی ؟ در حالی که روز بروز در زمینه های مختلف داریم در جا میزنیم و یا اگه واقع بینانه بگم پسروی میکنیم ٬ اونم با سرعت سرسام آور.
  6. کاش میشد آدما واقعا خودشون باشن .
  7. تا بعد.
+ نوشته شده در 85/10/18ساعت 19:20 توسط سام |

 

اثر ادوارد مونش

+ نوشته شده در 85/10/08ساعت 12:19 توسط سام |

  1. آدما موجودات پیچیده ای هستن و نمیشه اونا رو به آسونی شناخت .
  2. در واقع ٬ هیچ آدمی رو هیچ وقت نمیشه تمام و کمال شناخت.
+ نوشته شده در 85/10/08ساعت 12:11 توسط سام |

  1. دوست دارم می تونستم تمام کتابای خوب دنیا رو بخونم .
  2. دوست دارم می تونستم تمام فیلمای خمب دنیا رو ببینم .
  3. دوست دارم می تونستم موسیقی و آهنگای خوب رو بار ها گوش بدم .
  4. دوست دارم می تونستم بدون دغدغه تموم دنیا رو می گشتم .
  5. دوست دارم می تونستم تو رو داشته باشم ٬ فارغ از هر قید زمانی و مکانی .
+ نوشته شده در 85/10/08ساعت 12:7 توسط سام |

اثر ادوارد مونش اثر ادوارد مونش
+ نوشته شده در 85/10/03ساعت 0:32 توسط سام |

  1. واقعآ این که بشه هر وقتی بدون درد سر آن لاین شد خودش یه نعمتیه.
  2. گاهی یه فکری٬ مطلبی به ذهن خطور میکنه و یا حسی درون آدمه که واقعآ لازمه همون زمان نوشته بشه یا ابراز بشه .
  3. گاهی که آخرای شب یعنی زمانی که میتونم آن لاین بشم ٬به مطلب و یا نکته ای که در طی روز تو ذهنم جولان می داد فکر میکنم ٬ میبینم که نمیتونم بخوبی بیانش کنم و یا اون لطف رو نداره و خیلی وقتا از این بابت افسوس می خورم .
  4. این جمله به نظرم جالب اومد:          مهم نیست مرگ کی و کجا به سراغ تان می آید ٬ مهم این است که شما آن موقع آنجا نباشید !                         وودی آلن       
+ نوشته شده در 85/10/03ساعت 0:17 توسط سام |