تبليغاتX
مکتوب
  1. هر آدمی یه سری دوست فابریک ! داره که باهاشون راحته و میتونه از افکارشون و یا اعتقاداتشون خبر داشته باشه . البته هستن آدمائی که نمیشه گفت دوست ولی برامون آشنا هستن و میشه تا حدی در مورد نظراتشون استنباط کرد .
  2. یه موضوعی برام جای سوال داره ٬ اکثر آدمائی که دور برم میبینم و صحبت وضعیت زندگی پیش میاد ٬ میشه گفت اکثرآ از ارتکاب عملی به نام ازدواج اظهار پشیمانی و ندامت میکنن !
  3. راستی چرا ؟
  4. ایراد از مرداست ٬ از زناست ٬ یا اصلآ از جنس آدماست یا چیز دیگه ؟
  5. زیاده عرضی نیست .
+ نوشته شده در 88/08/18ساعت 2:11 توسط سام |

  1. امسال خیلی ضد حال میزنه این پرسپولیس ٬ اعصاب آدمو خورد میکنه تا یه بازی رو میبره .
  2. اما خدائیش این هوار ملا محمد حسابی حال داد به حس ناسیونالیستی کردی من!! خیلی خوب بازی میکنه .
  3. خدا کنه حداقل نیم فصل دوم یه چیزی از این تیم درست شه .
  4. امسال فکر میکردم رئال با این همه بازیکن محشر همه رو لوله ! میکنه اما فعلآ که خبری نیست .
+ نوشته شده در 88/08/17ساعت 1:11 توسط سام |

مکان : چه فرقی میکنه ! --  زمان : ۱۳۸۸ --  افراد : یه آقا و یه خانم !

-------------------------------------------------------------------------------

  1. دیدار اتفاقی آقا و خانم ؟ در مسیر .
  2. تکرار این دیدن و سلام ساده بین دو نفر !
  3. کم کم نگاه ها از حالت ساده خارج میشه .
  4. بعد گذشت یه مدت چند ماه و تکرار دیدارهای لحظه ای ٬ پیشنهاد آقا به دوستی و رد مودبانه توسط خانم ٬ که برام مقدور نیست !
  5. بعد از ۲ روز تماس خانم با آقا و موافقت نسبی !! با برقراری رابطه .(اینکه خانم شماره آقا رو از کجا گیر آورده رو در جریان نیستم .)
  6. شروع رابطه به صورت تلفنی و با استفاده از تکنولوژی چت !
  7. توضیح توسط خانم که از زندگیش راضیه ٬ شوهرش خیلی خوبه و هیچ مشکلی هم نداره !
  8. بعد از حدود ۱۰ روز ٬ ابراز عاشقی شدید توسط خانم ٬ تعجب آقا از سرعت این عشق و علاقه ٬ اذعان آقا به اینکه خانم اهل چاخان نیست .
  9. دلیل آقا برا شروع رابطه مثل اکثر آقایون ٬  و سکس . (البته کلی عذاب کشیدم تا این اعترافو گرفتم ).
  10. علی رغم عدم تمایل زبانی خانم ٬ دیدار حضوری در ۴ روز آشنائی ٬ و مقداری رفتارهای عشقولانه و مالش !!

پس نوشت : آقای این جریان این حقیر نمی باشد ٬ لزومی هم به قسم خوردن نمیبینم ! از دوستان نزدیک است .

دلیل خاصی برا نوشتن این جریان نداشتم . قضاوتی هم ندارم . یا اگه داشته باشم هم لزومی به نوشتنش ندیدم .

فقط یه خورده برام عجیب بود .

+ نوشته شده در 88/08/17ساعت 1:5 توسط سام |

  1. عنوان مطلب مربوط به مقاله ای نوشته محمد رضا نیکفر هستش که در سایت نیلگون قرار گرفته . بالشخصه از خوندن نوشته ها و مقالات  آقای نیکفر که معمولآ در هر شماره از نشریه وزین نگاه نو هم مقاله ای ازش چاپ میشه ٬ لذت میبرم .
  2. در اینجا بنا ندارم به مطالب این مقاله دقیقآ بپردازم ٬ چون  بضاعت کافی برای بررسی اونو ندارم و در ضمن با بیشتر نوشته های اون موافقم .
  3. چیزی که باعث شد این مطلب رو بنویسم چند تا نقد در مورد این مقاله است ٬ که فکر کنم مهمترین نقد بر او ن ر و   امید مهرگان (سایت رخداد) نوشته .
  4. در مقاله اصلی نیکفر در مورد شکنجه و اوضاع کنونی ایران و دین اسلام و فرهنگ حاکم بر ما و نقد اوضاع هستش . البته توصیه میکنم مقاله اصلی رو بخونید .
  5. به نظر من هم تنها در مملکت های اسلامی نیست که شکنجه وجود داره ٬ در بسیاری از کشورهای دارای ادیان دیگر یا کشورهای سکولار هم میشه شدیدترین شکنجه رو دید . قدرت حاکم برای پیشبرد مقاصد خود در بسیاری از موارد از این روش غیر انسانی استفاده میکنه . اما به نظر من هم فقط در ادیان ابراهیمی و بویژه در اسلام هست که این اعمال در سایه دستورات دینی توجیه میشه . در حالی که شکستن کرامت انسان ها با هیچ دین و عرفی قابل توجیه نخواهد بود .
  6. آقای مهرگان اعتقاد دارند خطا و روش های بکار رفته رو باید ایراد خود نظام و حکومت دید ٬ اما نمیشه انکار کرد تاثیر تعلیمات اسلام بر این نظام رو . نمیشه اسلام رو دین صلح و صفا دونست ٬ چون واقعیات تاریخی و دستورات دینی اینگونه ما رو رهنمون نمیکنند .
  7. بله ترور رو میشه در ایرلند هم سراغ گرفت ٬ اما نه با توجیه دینی و پشتیبانی مذهب .
  8. به فکر من دنیا هیچ گاه محل امنی برای زندگی انسان ها  نبوده ٬ اما حکومت های ایدئولوژیک و بویژه حکومت های بر پایه و اساس دین و مذهب همواره در بزنگاه مروج خشونت بودن .و زمانی که شما به زبان خوش به امیال آنان عمل نکرده اید ٬ با چوب و چماق تکفیر به سراغ شما اومدن .
  9. تا بعد .
+ نوشته شده در 88/08/17ساعت 0:7 توسط سام |

  1. نمیدونم تا حالا دقت کردین یا از فرط تکرار برا شما زیاد قابل توجه نبوده ٬ هر زمان که یه تیم ورزشی یا علمی از ایران میرن برا شرکت در یه مسابقه مهم یا غیر مهم و بعد از برگشتن که با ورزشکارا یا اعضای تیم یا مربیان و مسئولین مربوطه مصاحبه میشه ٬ بلا استثنا همه از بالا رفتن غیر قابل تصمر کیفی مسابقه حرف میزنن و این که چه قدر همت خرج کار شده که اصلآ تونستن شرکت کنن . منظورم اینه که ناکامی یا عدم موفقیت رو با این توجیه دارن بیان میکنن .
  2. در این سالای پس از انقلاب که در هر موردی آماری که میدن از پیشرفت علمی ٬ خدمات گوناگون اجتماعی٬ تولید محصولات بویژه از نوع استراتژیک!! همه و همه حاکی از جهش معمولآ بالای ۷۰ درصدی در اور مربوطه است . فقط من موندم گیج و ویج که چرا اثری از این همه پیشرفت و جهش مشعشعانه نمیبینیم .
  3. با عرض پوزش فکر کنم اصلآ به تخممون ()هم نیست که آمار یه کار درست و اساسی میخواد وباد معده یا روده نیست که هر وقت خواستی ولش کنی بره . هر چند این باد هم خودش رها سازیش یه اصولی داره .
  4. فکر کنم بعضیا تصور میکنن دروغ هر چی بزرگتر باشه مردم راحتتر باورش میکنن .
  5. صفت دروغگو بهترین و حداقل چیزیه که میشه به مسئولین این نظام گفت .
  6. هر چند در میون مردم هم برا خیلی چیزای عادی مثل نقل و نبات دروغ به ناف هم میبندن .
  7. همین .
+ نوشته شده در 88/07/30ساعت 0:58 توسط سام |

  1. آیا میشه قبل از خوابیدن (sex)با یه نفر از اینکه هر دو لذت میبرن از جسم هم مطمئن شد ؟
  2. فکر کنم اگه هدف شروع رابطه سکس صرف نباشه و یه حسی یه تپشی در بین باشه ٬ اگه رابطه به هماغوشی هم برسه ٬ یه رابطه درستتر ایجاد میشه .
  3. آیا دو نفر میشه همو دوست داشته باشن ٬ از حرف زدن با هم و ملاقات هم لذت ببرن ٬ و به شکلی علایق مشترک داشته باشن ولی رابطه شون در همین حد بمونه ؟ البته که امکانش هست ولی آیا خودداری عامدانه از سکس آیا ارزش رابطه رو بیشتر میکنه ؟ یا بالعکس ؟
  4. باور کنید تو فکرم جدای از مسائل پورنو چیزای دیگه ای هم پیدا میشه اما چه میشه کرد که گاهی یه بحثائی پیش میادو ذهن رو دوباره به سوال میندازه .
  5. همین .
+ نوشته شده در 88/07/27ساعت 0:59 توسط سام |

  1. خیلی وقت بود میخواستم کتاب  خداحافظ گری کوپر رو بخونم . تازگی خوندمش . یه نثر عالی ( ترجمه ش حرف نداره ) و انگاری فوران حرفا از یه ذهن پر ملات .
  2. تازگیا محمد رضا نیکفر ۲-۳ تا مقاله تازه نوشته که خوندنش لازمه . من که بالشخصه از خوندن تمام مقالاتش لذت وافر میبرم . یکی الاهیات شکنجه و مقاله جدیدش چرا رژیم اسلامی را باید جدی گرفت .
  3. چاپ جدید رمان شوهر آهو خانم در اومده ٬ من خیلی وقت پیش خوندمش ولی کتاب رو نداشتم ٬ تر تمیز چاپ شده .
  4. بازم میگم من که علاقه ای به خوندن نمایشنامه نداشتم ٬ کتابا و نمایشنا مه های اریک مانوئل اشمیت رو حتمآ میخونم ٬ محشرن . تا نخونید دقیقآ متوجه عرض حقیر نمیشید . از ما گفتن !!
+ نوشته شده در 88/07/27ساعت 0:52 توسط سام |

  1. در مورد بعضی از مسائل مهم آدما برا خوشون یه سری اصول و اعتقاداتی دارن .
  2. مثلآ وقتی در مورد دزدی یا تقلب در شغل یا خود خواهی و غیره بحث پیش میاد ٬ هر کسی با توجه به اعتقادات و اصول جامعه و باورهایی که داره که در اکثر قریب به اتفاق هم یکسان هستن موضع میگیره .
  3. حالا چطوریه که مثلا در موردی اعتقاد واقعی به غلط بودن یه رفتار داریم ٬ ولی در عمل خودمون انجامش میدیم ؟
  4. بذارید واضح تر و با مثال عینی بگم : من یه ادم متاهل ٬ واقعآ هم اعتقاد دارم که آدم باید یا متاهل نباشه یا در صورت تاهل از هر گونه رابطه موازی و زندگی مخفی داشتن خودداری کنه .اماخودم در این مورد برخلاف عقیده ام دارم عمل میکنم . هیچ مشکل خاص یا دلیل قانع کننده هم برا توجیه رفتارم ندارم .
  5. چراش برا خودمم قابل حل نیست . با عرض شرمندگی وجدان درد چندانی هم ندارم.
  6. تو رو خدا نگین که مردا همه سر وته یه کرباسن و اصلا کارشون خیانته و از این قبیل توجیهات صد تا یه غاز ( با پوزش )!
  7. همین .
+ نوشته شده در 88/07/27ساعت 0:42 توسط سام |

یه مدت پیش آدمی (منتظر الزیدی ؟ )رو که به بوش تو عراق کفش پرت کرده بود آزاد کردن ، کلی استقبال و خلاصه مثل یه قهرمان ملی !! باهاش برخورد کردن . راستش جدای از اینکه با کارش ( پرت کردن کفش به بوش) موافق باشیم یا مخالف یه موضوع دیگه در این مورد برام هم جالبه هم مایه تاسف . در خیلی از کشورای عربی با لحن یه قهرمان بزرگ ازش صحبت میکنن . یعنی براشون داره به یه شبه اسطوره تبدیل میشه . آدمی که از زور نداری به پیسی خورده بوده الان تو یه خونه 4 خوابه با امکانات عالی زندگی میکنه . روزنامه نگاری رو هم بوسیده و گذاشته کنار . اما موضوع اصلی اینه که چرا یه همچین آدمی باید قهرمان چند ملت به حساب بیاد ؟
راستی به نظر شما تو یه شرایط درست فرهنگی و اجتماعی همچین آدمائی میتونن یه شبه ره صد ساله برن و به واسطه یه کار عبث به قهرمان ملت !! تبدیل بشن ؟ آیا نباید به حال ملتی تاسف خورد که به همچین قهرمانائی نیاز دارن !؟
نمیخوام تکرار مکررات بگم یا تو سر مردم به اصطلاح جهان سوم بزنم ، اما یه جای کار ما شرقیا داره میلنگه ، نافرم .
+ نوشته شده در 88/07/07ساعت 23:49 توسط سام |

  1. دو سه روز پیش یه مصاحبه از آقای فرمان آرا تو ضمیمه روزنامه اعتماد داشتم میخوندم که این مطالب به ذهنم رسید . به نظر من یه سری از کارگردانا هستن که آدم از فیلم یا فیلماشون خوشش میاد و این ربط خاصی به شخصیت کلی یا جزئی اون فرد نداره . مثلآ در مورد فرمان آرا بالشخصه ۲-۳ تا از فیلماشو که دیدم از دیدنش لذت بردم و در عین حال از شخصیت و کاراکتر اجتماعی خودشم لذت میبرم . یه جور بودن و خود واقعی و بدون نقاب ٬ یه آدمی که از دور هم به دل میشینه و عقاید قابل احترامی داره .
  2. در مقابل از دیدن فیلمای کیا رستمی لذتی نمیبرم . با کارش در مورد شعرای حافظ و سعدی هم مخالفم !! ولی خودش رو دوست دارم .
  3. مگه میشه قیصر رو دوست نداشت ٬ اما کیمیائی رو دوست ندارم !!
  4. البته همه هنرمندا که مجبور نیستن در مورد وقایع  و یا بهتره بگم فجایع این مدت ابراز عقیده کنن٬ اما این رفتارا که واکنش نشون بدن به این وقایع انتظار زیادی نیست . آدمائی مثل فرمان آرا ٬ شجریان احتیاجی به هورا یا ابراز علاقه من ندارن اما با رفتارشون جایگاهی بس فراتر از گذشته رو تو دل مردم بدست آوردن .

چند تا اسم و نظر :

حاتمی کیا : از کرخه تا راین به نظرم محشر بود . خودشم دوست دارم . میدونین یه سری آدما شاید تو جبهه مخالف شما باشن یا نباشن ٬ اما بودنشون و عقایدشون و ایمانشون واقعیه و من اینجور آدما رو که البته کور کورانه نباشه عقیده شون رو دوست دارم .

ده نمکی : چماقدار ٬ گرگ در لباس گوسفند ٬ لمپن در لباس شبه روشنفکر و هنرمند ٬ حالت تهوع!!

کیا رستمی : با کلاس ٬ شدیدآ آوانگارد! ٬ بالاتر از دکترا ٬ دچار توهم در زمینه ادبیات و شعر .

کیمیائی : همون قیصر هم براش کافی بود .

بیضائی : جزو اون آدمائی هستش که میشه بهش غبطه خورد . در تعجبم اینهمه وقت از کجا آورده برا این همه دونستن و یاد گرفتن و یاد دادن . فیلماشو دوست دارم . اکثر فیلماش برام عزیزن . خودشم که محشره .

مهرجوئی : قابل تحسین .چند تا فیلم عالی داره .

شریفی نیا : آچار فرانسه ٬ بی پرنسیپ! ٬ ایضآ تهوع .

اصغر فرهادی : دوست داشتنی و محشر .

تقوائی : افسوس فیلم نساختنش ٬ کاغذ بی خط یه فیلم عالی و محشر .

و این قصه سر دراز دارد ....

+ نوشته شده در 88/06/26ساعت 1:15 توسط سام |