راستش بازم شرح این قصه دیر شد ، البته خوشبختانه یا متاسفانه به حال کسی هم فرقی نمیکنه که من بنویسم یا نه . بگذریم . مدتیه دارم جبران مافات میکنم و زبان انگلیسی میخونم . ولی خداییش سخته برام درس خوندن . ولی دارم آهسته و پیوسته میرم جلو تا ببینم چی میشه . ای بابا داشتم در مورد عنوان توضیح میدادم که به اینجا رسید . راستش مدتیه اسم بعضی آدمای مشهور و یا نسبتا مشهور در عرصه های مختلف به ذهنم میان و در ذهنم اونا رو به صفت یا صفت هایی وصف میکنم . سعی میکنم به این بهونه جدید هم باشه زودتر از قبل به اینجا بیام و بنویسم . حذاقل برا دل خودم.
برا خودمم خیلی عجیبه که 5 ماهه چیزی ننوشتم . یا شایدم حرفی نداشتم یا اگه حرفی هم بوده حس و حالی نبوده . نمیدونم . زیاد حال خوبی نیست . بی حوصله و باری به هر جهت دارم روزا و شبا رو سپری میکنم .
الان از اون وقتایی است که به شدت احساس چند گانگی دارم . یه قسمت که به مسئولیت و وظایف روزانه داره عمل میکنه . سر کار میره ٬ با مریضا با خوش خلقی حرف میزنه ٬ خرید منزل انجام میده ٬ شبا روزنامه میخونه ٬ فیلم و سریال میبینه ٬ به اخبار بی بی سی گوش میده و خلاصه از این قبیل کارا .
اما تو ذهنم غوغاست . یه جای دیگه م ٬ یه آدم دیگه . و فکر کنم رنج این حالت فقط داره خودمو عذاب میده.
مثل همیشه دلم لک زده برا رفتن تهران . برخلاف سالای قبل دقیقا ۲ ساله نرفتم . در حالی که قبلا هر سال ۲-۳ بار میرفتم . دلم لک زده برا یه قدم زدن ٬ تو خیابونایی که دوست شون دارم . هوس کردم بازم تنها برم سینما ٬ قدم بزنم و اون هوای مسموم رو با رغبت بدم تو سینه م.
فکر می کنم وقایع این مدت مصر خیلی ها رو به این فکر برسونه که این مورد رو با اعتراضات مردمی ایران بعد از انتخابات مقایسه کنن . کاری که بی راه هم نیست .
شاید نشه ساده و با چند جمله حکم صادر کرد ٬ و قطعآ باید دقیق در مورد تشابه و یا تفاوت ها صحبت کرد . اما چرا اینجا راحتتر از اونی که فکرشو می کردیم جریان نسبتا جمع شد ؟
البته برخورد حکومت مصر رو که نمیشه با برخوردای اینجا با مردم تهران مقایسه کرد . و صد البته ساختار حکومت ایران رو با حکومت سکولار مصر.
تلخ اینه که حرکت مردم مصر از دید مقامات اینجا آزادیخواهانه است ولی مشابه اون در ایران فتنه .
نقش وسایل ارتباط جمعی و آزادی ارسال گزارش مستقیم رو نادیده گرفت .
نلسون ماندلا در سن ۹۲ سالگی ۲ روز مریض میشه و امروز از بیمارستان مرخص شد .
نحوه برخورد مردم کشورش و حتی مردم سایر کشور ها با این موضوع جالبه . یه محبوبیت واقعی برای یه انسان واقعی . آدمی که وجودش برا هر کشوری یه نعمته . اصلا سلوک این آدم در زندگی غبطه انگیزه .
راستی اینجا هم این به ظاهر محبوبیت رهبران ٬ ارزشی داره ؟ این که محصل و کارمند ها رو به زور ببرن تا برا آدم هورا بکشن ؟
قطع تلفن همراه ٬ قطع اینترنت٬ حمله لباس شخصی ها به مردم ٬ زیر گرفتن مردم توسط ماشین های نظامی و ..... این موارد چند مورد از وقایعی هست که در مصر اتفاق افتاده و به نظرتون آشنا نیست براتون این حوادث ؟
ظاهرا مشکلات مردم این ناحیه از دنیا مشابهات بسیاری دارن .
البته این اعتراضات دامنه ش داره به سایر کشورهای دیگه کشیده میشه .
هر چی فکر میکنم برام این حکم آقای پناهی عجیبه و درد آور. هر چند ظاهرآ باید عادت کرده باشیم به اعمال و رفتار غیر عقلانی در این مملکت. اینا ظاهرا ممنوعیت از کاری هنری رو با حکم دادن باور دارن یا اینکه نمیدونن ۲۰ سال یعنی ۲۴۰ ماه و یک سوم عمر مفید آدمی.
اندیشیدن ٬ باور داشتن به انسان و عدالت حکم بردار نیست . فقط باید تاسف خورد بر شان نداشته انسان در این مملکت . کاش آنان که از عدم آزادی در غرب دم می زنند ٬ بفرمایند این حکم نشانه چیست ؟
برنامه آپارات رو معمولآ میبینم . فیلمای کوتاه جالب و تاثیر گذاری رو نشون میده . امشب فیلم زنان در کفن رو نشون داد . به شدت تحت تاثیر قرار گرفتم ٬ از چند لحاظ.
برنامه در مورد زنان ی هستش که اکثرا محکوم به سنگسار هستن . و فعالیت هایی که البته در گذشته براشون انجام شده . توسط مثلا شادی صدر .
و اینکه واقعآ دخترا و زن ها در جامعه ما بویژه در مناطق دارای فقر فرهنگی و اقتصادی در چه شرایط دشوار و ناهنجاری هستن . و تحت تبعیض شدید . کسی که در ۱۵ سالگی توسط شوهرش مجبور به ( ز ن ا ) میشه براش حکم اعدام دادن منصفانه است !؟
و اینکه وادار میشی به تحسین آدمایی که دنبال کار این آدما هستن تا بتونن بی گناهی شون رو ثابت کنن.
یه حرفی تو فیلم بود از راننده فکر کنم آژانس که وکلا رو جابجا میکرد : این جامعه است که باعث این وضعیت برا این آدما شده و خود این جامعه هم براشون حکم اعدام یا سنگسار صادر میکنه .
فیلمی بود که هر چند کوتاه شده دیدمش ولی سوای ارزش هنری ٬ از لحاظ مضمون بشدت تاثیر گذار.
خیلی وقته ٬ یعنی راستش از وقتی که بی بی سی شروع شده ٬ کمتر شبکه های خبری دیگه رو نیگا میکنم . ولی خوب برنامه بارازیت جمعه ها رو از دست نمیدم . دیدنش رو به شما هم توصیه میکنم .
نمیدونم چرا فکر این موضوع اعدام شهلا جاهد از ذهنم بیرون نمیره . یه جوری یه حسی بهم میگه که مظلوم بود واین حقش نبود . خانم بهاره رهنما تو وبلاگش مطلب جالبی در این مورد نوشته و یه تیکه ش برام خیلی تاثیر گذار بود . به ای مضمون : برا دخترای ایران آرزو میکنم هیچ وقت عاشق نشن چون تاوانش سنگینه . عمدا عین جمله و مطلب رو ننوشتم .ولی دارم بهش فکر میکنم . تو این سکوت شب آدم یه مقداری دور میشه از مشغولیات مزخرف این دنیا که بتونه به چیزای دیگه هم فکر کنه . و واقعآ چرا باید عاشق شدن یا دوست داشتن واقعی در اکثر مواقع تاوان سنگینی برا آدما و بویژه دخترا داشته باشه ؟ اشکال کار از چیه ؟
فکر میکنم حالم خوب نیست ٬ یعنی خیلی وقته که خوب نیست و جای تعجب هم نداره ٬ چون با این اوضاع مملکت خوب بودن جای تعجب داره . و یه چیزی که خیلی وقتا فکرمو مشغول میکنه آینده بچه مه . یه بچه ۶ ساله . گاهی که نیگاش میکنم دلم به حالش میسوزه که تو چه دنیای گندی زندگی می کنه .
گاهی فکر میکنم کاش همت داشتم و حداقل به خاطر اون جایی میرفتم که برا آدم به خاطر آدم بودنش ارزش قائل باشن .
حال خوشی ندارم . دلم گرفته بد جور ٬ نا فرم .
کاش دنیا جای بهتری بود ٬ یعنی کاش ما آدما کاری میکردیم تا جای بهتری باشه . و می تونستیم بی چشم داشت دوست داشته باشیم بقیه رو و روراست باشیم با خودمون با احساسمون و مهربون باشیم .