مکان : چه فرقی میکنه ! -- زمان : ۱۳۸۸ -- افراد : یه آقا و یه خانم !
-------------------------------------------------------------------------------
- دیدار اتفاقی آقا و خانم ؟ در مسیر .
- تکرار این دیدن و سلام ساده بین دو نفر !
- کم کم نگاه ها از حالت ساده خارج میشه .
- بعد گذشت یه مدت چند ماه و تکرار دیدارهای لحظه ای ٬ پیشنهاد آقا به دوستی و رد مودبانه توسط خانم ٬ که برام مقدور نیست !
- بعد از ۲ روز تماس خانم با آقا و موافقت نسبی !! با برقراری رابطه .(اینکه خانم شماره آقا رو از کجا گیر آورده رو در جریان نیستم .)
- شروع رابطه به صورت تلفنی و با استفاده از تکنولوژی چت !
- توضیح توسط خانم که از زندگیش راضیه ٬ شوهرش خیلی خوبه و هیچ مشکلی هم نداره !
- بعد از حدود ۱۰ روز ٬ ابراز عاشقی شدید توسط خانم ٬ تعجب آقا از سرعت این عشق و علاقه ٬ اذعان آقا به اینکه خانم اهل چاخان نیست .
- دلیل آقا برا شروع رابطه مثل اکثر آقایون ٬
و سکس . (البته کلی عذاب کشیدم تا این اعترافو گرفتم ).
- علی رغم عدم تمایل زبانی خانم ٬ دیدار حضوری در ۴ روز آشنائی ٬ و مقداری رفتارهای عشقولانه و مالش !!
پس نوشت : آقای این جریان این حقیر نمی باشد ٬ لزومی هم به قسم خوردن نمیبینم ! از دوستان نزدیک است .
دلیل خاصی برا نوشتن این جریان نداشتم . قضاوتی هم ندارم . یا اگه داشته باشم هم لزومی به نوشتنش ندیدم .
فقط یه خورده برام عجیب بود .
یه مدت پیش آدمی (منتظر الزیدی ؟ )رو که به بوش تو عراق کفش پرت کرده بود آزاد کردن ، کلی استقبال و خلاصه مثل یه قهرمان ملی !! باهاش برخورد کردن . راستش جدای از اینکه با کارش ( پرت کردن کفش به بوش) موافق باشیم یا مخالف یه موضوع دیگه در این مورد برام هم جالبه هم مایه تاسف . در خیلی از کشورای عربی با لحن یه قهرمان بزرگ ازش صحبت میکنن . یعنی براشون داره به یه شبه اسطوره تبدیل میشه . آدمی که از زور نداری به پیسی خورده بوده الان تو یه خونه 4 خوابه با امکانات عالی زندگی میکنه . روزنامه نگاری رو هم بوسیده و گذاشته کنار . اما موضوع اصلی اینه که چرا یه همچین آدمی باید قهرمان چند ملت به حساب بیاد ؟
راستی به نظر شما تو یه شرایط درست فرهنگی و اجتماعی همچین آدمائی میتونن یه شبه ره صد ساله برن و به واسطه یه کار عبث به قهرمان ملت !! تبدیل بشن ؟ آیا نباید به حال ملتی تاسف خورد که به همچین قهرمانائی نیاز دارن !؟
نمیخوام تکرار مکررات بگم یا تو سر مردم به اصطلاح جهان سوم بزنم ، اما یه جای کار ما شرقیا داره میلنگه ، نافرم .
- دو سه روز پیش یه مصاحبه از آقای فرمان آرا تو ضمیمه روزنامه اعتماد داشتم میخوندم که این مطالب به ذهنم رسید . به نظر من یه سری از کارگردانا هستن که آدم از فیلم یا فیلماشون خوشش میاد و این ربط خاصی به شخصیت کلی یا جزئی اون فرد نداره . مثلآ در مورد فرمان آرا بالشخصه ۲-۳ تا از فیلماشو که دیدم از دیدنش لذت بردم و در عین حال از شخصیت و کاراکتر اجتماعی خودشم لذت میبرم . یه جور بودن و خود واقعی و بدون نقاب ٬ یه آدمی که از دور هم به دل میشینه و عقاید قابل احترامی داره .
- در مقابل از دیدن فیلمای کیا رستمی لذتی نمیبرم . با کارش در مورد شعرای حافظ و سعدی هم مخالفم !! ولی خودش رو دوست دارم .
- مگه میشه قیصر رو دوست نداشت ٬ اما کیمیائی رو دوست ندارم !!
- البته همه هنرمندا که مجبور نیستن در مورد وقایع و یا بهتره بگم فجایع این مدت ابراز عقیده کنن٬ اما این رفتارا که واکنش نشون بدن به این وقایع انتظار زیادی نیست . آدمائی مثل فرمان آرا ٬ شجریان احتیاجی به هورا یا ابراز علاقه من ندارن اما با رفتارشون جایگاهی بس فراتر از گذشته رو تو دل مردم بدست آوردن .
چند تا اسم و نظر :
حاتمی کیا : از کرخه تا راین به نظرم محشر بود . خودشم دوست دارم . میدونین یه سری آدما شاید تو جبهه مخالف شما باشن یا نباشن ٬ اما بودنشون و عقایدشون و ایمانشون واقعیه و من اینجور آدما رو که البته کور کورانه نباشه عقیده شون رو دوست دارم .
ده نمکی : چماقدار ٬ گرگ در لباس گوسفند ٬ لمپن در لباس شبه روشنفکر و هنرمند ٬ حالت تهوع!!
کیا رستمی : با کلاس ٬ شدیدآ آوانگارد! ٬ بالاتر از دکترا ٬ دچار توهم در زمینه ادبیات و شعر .
کیمیائی : همون قیصر هم براش کافی بود .
بیضائی : جزو اون آدمائی هستش که میشه بهش غبطه خورد . در تعجبم اینهمه وقت از کجا آورده برا این همه دونستن و یاد گرفتن و یاد دادن . فیلماشو دوست دارم . اکثر فیلماش برام عزیزن . خودشم که محشره .
مهرجوئی : قابل تحسین .چند تا فیلم عالی داره .
شریفی نیا : آچار فرانسه ٬ بی پرنسیپ! ٬ ایضآ تهوع .
اصغر فرهادی : دوست داشتنی و محشر .
تقوائی : افسوس فیلم نساختنش ٬ کاغذ بی خط یه فیلم عالی و محشر .
و این قصه سر دراز دارد ....